تبليغاتX

سلام دوست عزيزم به کلبه ي من خوش اومدي .•*. .*•.يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم ... يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ... يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم ... يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم.•*. .*•.

Set At Start Page هزار و یک شب
«ویلیام شکسپیر»

 

همانند  امواج كه به شن زار ساحل راه مي جویند

 

دقایق عمر ما نیز به سوي فرجام خويش مي شتابند

 

دقیقه ها به يكديگر جاي مي سپارند

 

و در كشاكشي پیاپی از هم پيشي مي گيرند

 

آري زمان طراوت جواني را مي پژمرد

 

و بر ابروان زیبا شیار های موازی در می افکند

 

از گزند داس دروگر وقت هیچ روینده را زنهار نیست

 

مگر ترانه من كه در روزگار نامده برجای مي ماند

 

 


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه 27 آذر1385 ساعت 8 توسط اميرحسين |

تو كيستي:

تو كيستي:

تو كيستي كه من اینگونه بي تو بي تابم

شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

تو كيستي كه من از موج هر تبسم تو

بسان قايق سرگشته روي گردابم

من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه

چه كرد با دل من آن نگاه شيرين آه

تو دور دست اميدي پاي من خسته است

چراغ چشم تو سبز است وراه من بسته است

تو آرزوي و  بلندي دست من كوتاه

مدام پيش نگاهي مدام پيش نگاه

چه آرزوي محالي است زيستن با تو

مرا همين بگذارند يك سخن باتو

 


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه 1 آذر1385 ساعت 0 توسط اميرحسين |